X
تبلیغات
زولا
شنبه 28 مرداد‌ماه سال 1385

از سفر و از تو که چون مسافر بودی برای من

 با باد آمدی و چون گرد باد مرا در هم پیچیدی و چون طوفانی آشفتی و بی قرار ، در بارانی تند و بی امان، زیر رعد مرا رها کردی با برق رفتی

 کجا نمی دانم

ولی شاید به آسمان

 که در زمین تنها قلب من خانه توست

سعی کردم ،

سالها،

به اندازه تمام نفسهایم

تا به آسمان که جایگاه توست آیم

ولی میدانم از چه روست که نمی توانم

چون تو نمی خواهی

 چون من نیستم آنکه تو می خواهی

خواستم شوم آنچه در فکر توست از من

 و باز سعی کردم

به اندازه تمام قدمهایی که در این دنیا برداشته ام

 اما نشد

و باز چون تو نخواستی

که اگر نگاهی می کردی همه چیز را یافته و آموخته بودم

و نمی دانم چرا

چرا نخواستی لحظه ای به بنده خود به عاشق خود نگاه کنی

 که من جز تو در پی چیزی نبودم

 گاهی با خود می جنگم به خاطر این تفکر ،که در تو نیست این صفات که من به آن گله مندم

می جنگم با خود که او برتر است برتر از آنچه فکر می کنی

مهربان است مهربان تر از آنچه تصور کنی

در اعماق دلم می دانم یعنی امید دارم به این که تو مرا می خواهی می بینی می شناسی و آنچه برایم می خواهی تنها از صبر من کمی فراتر است

من صبور نیستم تا انتهای تصویر تو را از زندگی ام ببینم ولی می دانم نقشی که برای من زده ای از آنچه من در خیال برای خود می سازم بسیار زیباتر است و این تنها اندیشه ای ایست که مرا از نابودی و ناامیدی باز می دارد

من صبور نیستم ولی تو را بیشتر از آن که حتی خود می دانم دوست دارم و باور دارم

فقط این را بدان "عزیز ترین من چون تو صبور نیستم"

و مرا بپذیر

پس از همه آن ناله ها و خواهش های امیدوارانه

 

یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1385

 

ببخش اگر فاصله هست

جای نفس

         تو سینه هامون گله هست

جمعه 6 مرداد‌ماه سال 1385

 

پیام دریافت شد،

می دونستم شما خیای خوبید ،من را بی جواب نمی گذاشتید

شاید فکر کنید خیلی خوش خیالم ولمن به نشانه ها اعتقاد دارم

بعد از آرزوی دیشب منتظر یک جواب یه نشونه یا یه چیزی ازشما بودم که بدونم حرفهام را شنیدید،

این SMS جواب شما بود، مگه نه، من که این طور فکرمی کنم:

"وقتی  خدا بهت میگه باشه، یعنی چیزی که ازش خواستی را بهت میده ،اگه گفت صبر کن یعنی چیز بهتری میده ، و وقتی میگه نه داره بهترین و برات آماده می کنه "

                         من مثل همیشه منتظرم و امیدوار

پنج‌شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1385

 

آرزو یعنی امید چشم انتظاری  چشم داشت

آرزومند یعنی امیدوار

و آرزو کردن یعنی تمنا کردن

 

اینها تعریف واژه آرزو تو لغت نامه است،

من این و نمی دونستم ولی کاملا درک می کردم

همیشه چشم انتظار آمدن شما بودم و تنها آرزوم هم دیدن و بودن در کنار دوستان شما بوده

حالا می بینم که هر دوی اینها یه چیز هستن ، آرزوی من و انتظارم

و من امشب باز مثل هزاران بار گذشته آرزو میکنم ،یعنی همون تمنای همیشگی

خواهش می کنم بیاید، زودتر ، خواهش می کنم کمکم کنید یعنی بخواهید که من هم از منتظران واقعی شما باشم

این اولین و مهمترین آرزوی من تو این شبه ، نمی دونم چرا نا خود آگاه بانوشتن این جمله ها  اشک از چشمام سرازیر می شه ،اشکهایی که همیشه با من بودن ،ولی تو شب ، وقتی که هیچ کس نتونه ببینه ...

یعنی ممکنه این به خاطر این باشه که شما آرزوی من را براورده کردید ،یعنی منو پذیرفتید،

 

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه هر عاشق واسه زنده موندنی

تو امید انتظاری تو دلهای ناامید ........

 

عمری دلم گرفته ،گله دارم از جدایی

غایب همیشه حاضر تو کجایی تو کجایی..........

 

درد عشقی کشیده ام که مپرس      زهر هجری چشیده ام که مپرس 

 گشته ام در تمام عالم و آخرکار    دلبری  برگزیده ام که مپرس

 

                                            دوستون دارم  و منتظرم