X
تبلیغات
زولا
دوشنبه 27 آبان‌ماه سال 1387


الله




با تو از روزگار بی تو می گویم

از گفتن های غیر ِ تو

از بودن های دور از تو

و نگاههای فراموش کرده ی تو

 

افسوس گفته ها درمان نمی کنند و درد ها می افزایند

افسوس که دلهای عاشق ، دیوانه می شوند و بی عشق می میرند

افسوس که  حرفهای در خلوت مان ، غم ِ توست و گفته های آشکارمان ....

 

بر ما ببخش مهربان

پنج‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1387

 

 


بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

با تو صحبت می کنم

از دیار ِ روشن ِ فرداهایم

از روزگار ِ شاد ِ سراسر پاکی

با نگاهی به وسعت ِ آفتاب ِ تابان ِ همه لحظه هایم

از روزگار ِ همیشه روز ، همیشه شاد ، همیشه با تو

سلام

 

 

از آسمانها ، صدایی دوست داشتنی ، بر تاریکی شب پهن می شود

دستی پر از سیب های آروزهامان به دیدار می آید

چشمی به دنبال سوسویی از هوشیاری است

 

بیدار بمان دل ِ منتظر

لحظه عاشقی نزدیک است

تا صبح دمی باقی است ........

او می آید

 

 

 

...  و لحظه های من

 

عاشق که شدم

او کمرنگ شد

بی قرار که شدم

او رفت

جان که می دادم

عشق آمد

وقتی مُردم

معشوق بودم !

 

 

 

 

 

منتظر




پنج‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1387

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

دلتنگی ام را در آغوش می گیرم و تا بی نهایت ها،

دور می شوم،

از چشمانم ،

 

از چشمانی که از دلم جدا نمی شوند

 

در بی نهایت دور ، یک روز ِ آفتابی بهاری وجود خواهد داشت

با آسمانی به رنگ سالها  انتظار

و دریایی که پاک می کند

رنج و تنهایی و معصیت را

 

در بی نهایت دور ، کسی منتظر است

 

 

 بی نهایت دور ِ نزدیک !

 به انتظارم

 

 

 

شنبه 4 آبان‌ماه سال 1387


بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا صاحب عصر و الزمان

 

 

 

چقدر دنیا کوچیکه !

چقدر بعضی آدمها بزرگند !

چقدر من کوچیکم !

چقدر زندگی عجیبه !

چقدر موندن سخته و رفتن پر اضطراب !

چقدر خدا بزرگه

            و چقدر مهربون

دوستت  دارم

 

 

سرور عالمیان!

غم ات را به دنیا ده تا آن بسوزد نه دل نازنین مهربان ِ شما

در سوگ مولای مان شریک بدان