X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1387

 

 


بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

با تو صحبت می کنم

از دیار ِ روشن ِ فرداهایم

از روزگار ِ شاد ِ سراسر پاکی

با نگاهی به وسعت ِ آفتاب ِ تابان ِ همه لحظه هایم

از روزگار ِ همیشه روز ، همیشه شاد ، همیشه با تو

سلام

 

 

از آسمانها ، صدایی دوست داشتنی ، بر تاریکی شب پهن می شود

دستی پر از سیب های آروزهامان به دیدار می آید

چشمی به دنبال سوسویی از هوشیاری است

 

بیدار بمان دل ِ منتظر

لحظه عاشقی نزدیک است

تا صبح دمی باقی است ........

او می آید

 

 

 

...  و لحظه های من

 

عاشق که شدم

او کمرنگ شد

بی قرار که شدم

او رفت

جان که می دادم

عشق آمد

وقتی مُردم

معشوق بودم !

 

 

 

 

 

منتظر