X
تبلیغات
رایتل
جمعه 6 دی‌ماه سال 1387

یا الله

سلام

 

 

 

فردا روز بازی است

جمعه دوباره به بازی خواهد گرفت منتظر خسته بی رمق را

 

صبح می شود

چشمان ِ به  انتظار، نومید به خواب می روند

ظهر می شود

خورشید جمعه قصد تاختن به روی تنهایی ام را دارد

غروب می شود

چشمانم را به رنگ اسمان زرد نقاشی می کند

شب می شود

نوبت اعلام برنده است

 

جمعه باز توهم پیروزی دارد

اما

برنده من هستم

که دستانی پاک چشمانم را به سوی فردای امیدوار می گشاید

و من باز جان خواهم گرفت

برای قدم های تازه فردا

برای بالاتر رفتن و رسیدن

برای نزدیک تر کردن ِ جمعه موعود

 

 

صبح را به انتظار بنشینم ؟؟؟

بر رگهایم بِ دم ،

ای تنها جانبخش من!

 

 

منتظر