X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 6 بهمن‌ماه سال 1387


به نام الله

السلام علیک یا اباصالح (ع)

 

 

 

آروم آروم بنشین

سبک و سپید و پاک

 

با یک نگاه،

کمی بالا بیا

مثل رقص باد

 

تو یه دونه برفی!

از دل عطر خدا پخش شدی

با شادی خواستیم ات

دستها رو بالا بردیم

یک دونه نشست

انقدر شاد و سرخوش شدیم که ...

که ...

که یادمون رفت

یادمون رفت

 

مشت هامون را باز کردیم که باز ببینیمت

 

بعضی مشت ها خالی بود

یعنی رفته بودی ؟؟

 

تو بعضی ها دیگه یه دونه سفید وجود نداشت

شاید سیاه بود شاید خاکستری شاید ...

یعنی عوض شده بودی؟؟

 

بعضی هامون با مشت بسته خوابیدیم

و صبح

همه ماجرا رو فراموش کرده بودیم

حتی دنبالت هم نگشتیم

یعنی تو هم ما رو فراموش کرده بودی؟؟

 

 

حالا گاهی کسی از برف حرف می زنه !

یاد یه مشت بسته می افتم

دلم می خواد باز بشه و ببینمش

 

 

کی یه دونه برف داره ؟؟؟ می شه نشونم بده ؟؟؟

 

 

 

یعنی اون هنوز منو می بینه ؟

پس چرا هیچی تو مشت من نیست !!