X
تبلیغات
رایتل
جمعه 19 مرداد‌ماه سال 1386

یه سفر شاید تکراری ولی خیلی جدید و متفاوت

مشهد-حرم امام رضا

 

دلم تنگ می شود

و دگر نگاهی نخواهد بود

دلم برای ساده گریستن و شاد بودن تنگ می شود

دلم برای خندیدن و غم قشنگ انتظار تنگ می شود

دلم برای نگاهت دلم برای صدایت تنگ می شود

تمام نگاه های دیروز

و همه دلتنگی امروز

دلم تنگ می شود

دیروز پر از حضور پر لطف تو و

امروز پر از غم رفتن و دور شدن

دلم برای خودم تنگ می شود

برای خودم و در کنار شما بودن

برای خودم و پاک بودن

برای خودم و یک نگاه بلند پاک

برای خودم و دوستداشتن ...

دلم تنگ می شود

 

حالا دارم می رم می ترسم خودم و اینجا جا بگذارم خود خوبم رو خودم رو که اینجا شما ساختیدش خودی که دوسش داشتم چون حس می کردم خدا هم دوستش داره می ترسم جاش بگذارم دلم تنگ می شه برای نگاهی که دیگه شاید منو نبینه دلم تنگ می شه برای حضوری که هیچ وقت در محضرش نبودم ولی همیشه باهام بود دلم تنگ می شه واسه یه دنیا آرامش دلم تنگ می شه برای ...

 

امام رضای عزیزم یادگاری که بهم دادید رو برای همیشه نگه می دارم، راستش برام کمی سخته ولی دیگه مهم نیست، من همیشه با احترام و علاقه نگهش می دارم شما هم کمکم کنید